احمد احمدى بيرجندى

13

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )

شخصيّتهايى عظيم بىسابقه‌اى برخطا روند ؟ على ( ع ) به او مىفرمايد : « انك لملبوس عليك ؛ انّ الحق و الباطل لايعرفان بأقدار الرجال . إعرف الحقّ تعرف أهله و اعرف الباطل تعرف اهله . . . » يعنى : تو سخت در اشتباهى ، تو كارى واژگونه كرده‌اى ، تو بجاى اينكه حق و باطل را مقياس عظمت و حقارت شخصيّتها قرار دهى ، عظمتها و حقارتها را كه قبلا با پندار خود فرض كرده‌اى ، مقياس حق و باطل قرار داده‌اى ؛ تو مىخواهى حق را با مقياس افراد بشناسى ؟ برعكس رفتار كن ! اوّل خود حق را بشناس ، آن وقت اهل حق را خواهى شناخت ، خود باطل را بشناس ، آن وقت اهل باطل را خواهى شناخت ، آن گاه ديگر اهميّت نمىدهى كه چه كسى طرفدار حق است و چه كسى طرفدار باطل و از خطا بودن آن شخصيّتها درشگفت و ترديد نخواهى بود . « طه حسين » پس از نقل جمله‌هاى على ( ع ) مىگويد : « من پس از وحى و سخن خدا ، جوابى پرجلال‌تر و شيواتر از اين جواب نديده و نمىشناسم » « 4 » على ( ع ) بنا به قولى چهارصد و هشتاد و اندى خطبه ايراد فرموده است كه مقدارى از آنها را سيد رضى برگزيده و در كتاب شريف « نهج البلاغه » جمع‌آورى كرده است . على ( ع ) اين خطبه‌ها را در حالات و مواضع مختلف و به مناسبتهاى گونه‌گون ، بالبداهه ايراد مىفرموده است . نامه‌ها و كلمات حكمت‌آميز آن حضرت خود بخشى جداگانه است كه در عين كوتاهى وسعت و عظمتى حيرت‌انگيز دارد . على ( ع ) در همين مقدار خطبه‌هايى كه در دست داريم ، در همهء ابعاد سخن گفته و داد سخن داده است ، باريكترين نكته‌هاى توحيدى ، اجتماعى ، سياسى ، زهد و تقوا و شناخت حق و باطل ، مؤمن و منافق ، حكمت عملى ، شيوهء عمل و رفتار با مردمان و زيردستان ، مشاوران و معاشران ، اقران و همسران ، فنون جهاد و جنگ و غلبهء بر خصم و . . . را بيان كرده است . در توصيف اسرار خلقت ، آفرينش مورچه و طاووس و برخى ديگر از جانوران ؛ دربارهء نبات و جماد و صحرا و سنگستانهاى حجاز و مكّه معظّمه و ديگر مسائل ، كلام را به اوج رسانده و چراغى هدايتگر پيش پاى خلق نهاده است . براستى كلامش فوق كلام مخلوق و تحت كلام خالق و رسول خداست ، همهء فصحا و بلغا در برابر عظمت كلامش و ابعاد گسترده‌اش اظهار عجز كرده‌اند .

--> ( 4 ) - همان ، ص 19